تبليغاتX
گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
آخرین سراب
آخرین سراب
وبلاگی عاشقانه که دیر یا زود باید درآن درد دل ها نوشت
تاريخ : چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 | نویسنده : سامان
خیلی خیلی خوش اومدین!فدای قدمهاتون 

سلام بر دوستان عزیز و همیشه یاور من

میدونم که حالتون خوبه شیطون بازی هم درمیارین؟

شوخی دیگه بسه

بریم آپ جدیدم رو ببنیم

هوم آماده هستین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با رمز: عشق همیشه ماندگار هست آغاز میکنم

ای تکاپوی ماندگارم

ای دهکده ی خوشی هایم

من با تو خوشم

با بودنت یادگاریهایت را می بوسم

خستگی در دلم راهی ندارد

بستگی به اوضاع و احوالم ندارد

خویشی خود را گم کرده ام

با نبودت من در این دنیا کم میارم

تو از من مینویسی که من چنینم

من از خود مینویسم گر که اینم

بیا دستم را بگیر بگذر از وجودم

منو تنها نذار که من دل خوشترین یارم

توای سامان نمی گویی از دل زارم

که من با تو      هستم این بوده حال و زارم

با اینکه خوب نمی نویسم و میدانم که چنین هست ولی بیشتر سعی دارم

 که آنچه که دردلم هست و واقعیت دلم هست بر روی صفحه ای بیاورم من این نوشته ها

 رو بدون هیچ آمادگی قبلی یا یادداشتی مینویسم امیدوارم

 که در آپ های بعدیم بتونم بهتر بنویسم 

 سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

 که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟

کجاست؟

صدفی در دریا است؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

 اگر میخوانی نوشته هایم را  یه خسته نباشی جانانه از طرف ما

که من مینگرم   به زیبایی   نگاه تورا

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست


بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست


گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن


گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست


پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف


تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست


گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت


جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست


رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت


بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

نظر که یادتون نرفته !



پیج رنک

آرایش

طراحی سایت